الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

477

علل الشرايع ( فارسي )

ابو سعيد مىگويد : من همان جا نشستم تا ببينم رأى مردم نسبت به مارماهى چگونه است . مردم بينشان اختلاف شد ، برخى گفتند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مارماهى را حرام نموده و بعضى گفتند : حضرتش آن را حرام نكرده فقط از آن خوششان نيامده ، اگر حرام كرده بودند ما را از خوردنش باز مىداشتند . ابو سعيد مىگويد : اقوال و آراء قوم را به خاطر سپردم و به دنبال رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم رفته تا به حضرتش ملحق شدم و به اتّفاق رفتيم تا به قافله ديگرى برخورديم كه ايشان نيز غذا مىخوردند ، آنها تا حضرت را ديدند ، گفتند : يا رسول الله بفرماييد غذا ميل نماييد . حضرت فرمودند : آرى بينتان جا دهيد تا بنشينم ، آنها جا داده و حضرت بين دو نفر نشسته و من هم نشستم وقتى پاره نانى از آنها گرفتند به خورش آنها نگريسته و فرمودند : اين خورش چيست ؟ گفتند : يا رسول الله سوسمار است . حضرت پاره نان را از دست انداخته و بلند شدند ، او سعيد مىگويد : من بعد از رفتن حضرت نشستم تا آراء مردم را بشنوم ، اينجا نيز مردم دو گروه شدند ، بعضى گفتند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله سوسمار را حرام نمودند بنا بر اين از آن نخوردند و گروهى ديگر گفتند : حضرت از آن خوششان نيامده و اگر حرام كرده بودند ما را از خوردنش نهى مىفرمودند . ابو سعيد مىگويد : به دنبال رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم رفته تا به آن سرور ملحق شدم و به اتّفاق رفتيم تا به آخر صفا رسيده و با گروهى مواجه شديم كه ديزىهايى را بار گذارده بودند و آنها مىجوشيد آن جماعت گفتند : يا رسول الله بر ما منّت گذارده و از آنچه در اين ديزىها است ميل فرماييد . حضرت فرمودند : در اين ديزىها چه مىباشد ؟ گفتند : درازگوشهايى ( الاغهايى ) داشتيم ، سوارشان شديم كه حركت كنيم آنها از رفتن بازمانده و ايستادند ، ما آنها را سر بريده و گوشتشان را در اين ديزىهاى پختيم . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نزديك ديزىها شده و با پاى مبارك آنها را واژگون نمودند و سپس مركب تاخته و رفتند . ابو سعيد مىگويد : من ماندم و شنيدم كه بعضى گفتند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله تناول گوشت الاغ را حرام فرمودند و برخى ديگر گفتند : اين طور نيست ، حضرت به خاطر